احمد بن محمد ميبدى

627

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

زيادتى رحمت را چه كنم ؟ فرمان آيد كه سزاوار كرم ما نباشد كه رحمت خود را كه به خلق فرستاديم باز بريم ، آن را مىدار تا مجاهدين راه حق ، كافران را هزيمت دهند و فرزندان آنان را اسير آورند ، آن‌گاه رحمت‌ها را به فرزندان كافران ده و آنها را بهره‌مند كن ، باشد كه به بركت اين رحمت ايمان آرند . چون شب قدر صبح شود ، جبرئيل فرشتگان را بانگ زند كه رحيل رحيل بايد به آسمانها بازگرديم . فرمان از آفرينندهء جهان رسد كه هنوز هنگام بازگشتن نيست كه شما خفتگان امّت محمّد را سلام نكرديد ، گروهى هنوز در خوابند ، صبر كنيد تا بيدار شوند و ايشان را سلام كنيد ! پس از آن از سوى حق ندا آيد كه : اى مقرّبان درگاه ، گواه باشيد كه از امّت محمّد هركه مطيع و فرمان‌بردار بود ، طاعتش را پذيرفتيم و هرچه گناهكار و نافرمان بود ( به شفاعت مصطفى ) آنان را به مطيعان بخشيديم ! سوره 97 آيه 5 5 - سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ . آيه . حكمت آمدن فرشتگان و سلام بر مؤمنان و مطيعان آنست كه رسول خدا گفت : خدايا مىترسم كه چون مرا از ميان امّت بردارى بر آنان عذاب فرستى كه فرمودى تا تو ميان امّت هستى عذاب نفرستم ! ندا آمد كه تا امّت تو استغفار مىكنند عذاب نفرستم ، همچنين تا رسول ايشان به حضرت من است عذاب كردن امّت از كرم من به دور است ! رسول خدا ، از شنيدن اين بشارت شاد شد و دل او خوش گشت . آنگاه پيش خود انديشيد كه اگر گروهى از امّت من در آمرزش خواستن ( استغفار ) كوتاهى كنند ترسم كه خدا بر آنان عذاب فرستد ! جبرئيل آمد و گفت : خداوند از انديشهء دل تو آگاه است ، مىگويد دل خوش دار كه پس از مردن تو تا روز رستاخيز ، هر شب قدر جبرئيل را به زمين فرستم تا امّت تو را يگان يگان سلام كند . اى محمّد ، تا سلام تو به ايشان مىرسد عذاب نكردم ، تا جبرئيل هم در شبهاى قدر مىرود و سلام مىرساند عذاب نفرستم . شب عرفات و شب قدر : خداوند در دو وقت بندگان را به فرشتگان عرضه كند ، يكى در موسم عرفات كه حاجيان احرام گرفته ، روى به خانهء مبارك نهاده ، رنج سفر و جفاى عرب كشيده ، دل بر غريبى نهاده ، خان‌ومان و خويشان همه بگذاشته ، داغ فراق بر دل ياران و خويشان نهاده ، لباس مصيبت رسيدگان پوشيده ، آن ساعت كه در موسم عرفات بايستند ، از جانب ربّ عزّت ندا آيد به فرشتگان آسمان كه : درنگريد به اين بندگان من و سوختگان در راه من ، مشتاقان درگاه من ، از چهار گوشهء جهان روى به خانهء ما نهاده ، راه دور و دراز در پيش گرفته ، جان شيرين فدا كرده ، لبّيك‌زنان و تكبيرگويان به در خانه ما آمده‌اند ، شما گواه باشيد كه من آنها را با هرچه از گناهان دارند آمرزيدم ، و آنان را با تحفهء كرامت و هديهء رحمت بازگردانيدم . شب دوم ، شب قدر است كه خداوند بندگان را بر فرشتگان عرضه كند ، زير مؤمنان در اين شب بر طاعت بيفزايند و عاصيان از معصيت بازايستند ، از دستها بوى مصحف و از زبانها بوى تسبيح ، و از شكمها بوى گرسنگى آيد ! و از هفت اندام آنها بوى طاعت و عبادت آيد ! تنهاشان در نماز ، دلهاشان با نياز ، جانهاشان در راز ؛ مهر مهر در دل نهاده ، خواست خود به غارت اندوه داده ، يكسر به خدمت ما پرداخته و اين‌ها هستند كه شما فرشتگان ( هنگام تعيين آنها به خلافت ) آنها را مفسد در زمين مىگفتيد ! و من جواب دادم كه از اينان من چيزهائى مىدانم